ابو الفضل مير محمدى زرندى

273

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

موارد بحث آنچه مورد بحث است در سه مورد عنوان مىشود كه عبارتست از : 1 - بيان مراد از محكمات و متشابهاتى است كه در آيه شريفه « هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ . . . » آمده است . 2 - جواب سؤالى است كه عنوان مىشود آيا علم به تأويل و متشابهات مخصوص خداى تعالى است يا نه ؟ و آيا علمائى كه در قرآن شريف « راسخين فى العلم » ناميده شده‌اند متشابه را مىفهمند يا نه ؟ 3 - چه حكمتى است در وقوع متشابهات در قرآن مجيد و به چه سبب آنها در قرآن ذكر گشته است ؟ اما در مورد اول يعنى مراد از اين دو لفظ شريف : آنچه پس از اثبات تغاير بين اين دو كلمه‌اى كه در سوره آل عمران واقع شده و آنچه در سوره‌هاى ديگر واقع شده است به نظر مىرسد اينكه : مراد از محكمات ، آياتى است كه فقط بر يك معنا دلالت دارند و احتمال ديگرى در آن نباشد و نيز مانعى در اراده آن معنى در بين نباشد چه از قبيل نصوص باشند كه احتمال ضعيفى هم در اراده خلاف اين معنى نباشد و چه غير آن كه دلالت بر آن قطعى نيست ولى راجح است ، كه در اصطلاح از آن به ظهور تعبير مىكنند و واجب است بر طبق آن عمل شود و هر گاه ترك شود تارك آن ، مورد مؤاخذه قرار مىگيرد و عرفا با آن اتمام حجت مىشود چه در انشاء باشد و يا در اخبار و چه در قصص باشد و يا در احكام . و مراد از متشابهات ، آياتى است كه مانند محكمات بر معنائى دلالت ندارند چه اصلا داراى معانى نباشند مانند فواتح سور بنابر اينكه آنها رموزيست بين خدا و رسولش كه ديگران از آن بىاطلاعند و يا دلالت بر معنايى دارند ولى آن معنى مراد نباشد چه عقلا مانند آيه « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ( خداوند بر روى تخت خود مستقر است ) كه اراده اين معنى اثبات جسميت و تجسم خداوند است كه عقلا محال است « تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ » : خداوند از اين حرفها و توصيفها منزه است . و يا مانند آيه شريفه « إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً » كه به حسب ظاهر دلالت دارد بر اينكه پدر حضرت ابراهيم بت پرست بوده است و حال اينكه به